| نام : | Raj Mehra |
| تاریخ تولد : | 0000-00-00 |
| محل تولد : | |
| قد : | |
| لقب : | |
| نام هنگام تولد : |

کیفیت : TS
»سوندر« (کاپور) نسبت به »گوپال« (کمار) و »رادها« (ویجایانتی مالا)، دوستان دوران کودکی اش، جزو طبقه ی کم درآمد جامعه است. »سوندر« و »گوپال« هر دو به »رادها« علاقه مند هستند، اما ...

کیفیت : WEB-DL 1080p
روهیت کومار ساکسنا، مرد جوان و خوشتیپی از طبقه متوسط، عاشق دختری ثروتمند و دوستداشتنی به نام رِشمی میشود و هر دو تصمیم به ازدواج میگیرند. پدر رِشمی، دیوان سرداریلال ثروتمند، به شدت با این ازدواج مخالف است، اما وقتی رِشمی از ازدواج با هر کس دیگری امتناع میکند، تسلیم میشود. در نتیجه، روهیت و رِشمی با هم ازدواج میکنند. مدت کوتاهی پس از ازدواج، رِشمی باردار میشود که خبر بسیار خوشایندی است. سپس رِشمی در یک مسابقه ملکه زیبایی شرکت کرده و برنده میشود و به عنوان دختر شایسته هند تاجگذاری میکند و پیشنهادهایی برای سفر به خارج از کشور دریافت میکند. رِشمی تصمیم میگیرد که در حال حاضر بچه را نمیخواهد، اما روهیت با این تصمیم مخالفت میکند. هر دو با هم دعوا کرده و جدا میشوند و رِشمی برای زندگی نزد پدرش بازمیگردد. مدت کوتاهی پس از آن، سرداریلال یک اخطاریه قانونی برای طلاق به روهیت میفرستد. روهیت که ویران شده است، به دنبال کار میگردد و به عنوان رئیس ایستگاه در یک ایستگاه قطار کوهستانی دورافتاده مشغول به کار میشود. او با رِشمی و پدرش ملاقات میکند و به دلیل فقیر بودنش مورد تحقیر قرار میگیرد.

کیفیت : DVDRip 480p
زن جوانی که یک نوازنده درام کلوب شبانه را مقصر مرگ مشکوک خواهرش میداند، تصمیم میگیرد از او انتقام بگیرد. او در این مسیر با مرد جوان و جذابی آشنا و وارد رابطه عاطفی میشود، غافل از اینکه این مرد همان مظنون مورد نظر اوست.

کیفیت : WEB-DL 720p
کامو با پدر مولتیمیلیونر و بیوهاش، گیردهاریلال، زندگی بسیار مجللی دارد؛ پدری که دوست دارد دخترش با کسی ازدواج کند که به دنبال ثروت آنها نباشد. در مقابل، کامو تصمیم میگیرد با خلبانی به نام سومانکومار ازدواج کند که به زنبارگی و طمع شهرت دارد؛ بنابراین وقتی پدرش مخالفت میکند، او از خانه فرار میکند. پدر برای بازگشت امن او آگهی میدهد و پیشنهاد پرداخت ۱.۲۵ لاک روپیه به یابنده را مطرح میکند. چهار روز بعد، کامو بازمیگردد اما او دیگر آن آدم سابق نیست؛ او متواضعتر، آرامتر و محترمتر شده است. گیرد هاریلال با قدردانی کامل از این تغییر، موافقت میکند که او با سومانکومار ازدواج کند. درست قبل از ازدواج، مردی به نام ساگار به آنها نزدیک میشود و همین ملاقات است که زندگی آنها را برای همیشه تغییر خواهد داد.